تبليغاتX
payame ashegh
جایی برای همه عاشقا و اونهایی که تنهان

 

به دلم گفته ام اي ساده فراموشش كن

              تابه كي چشم براين جاده فراموشش كن

دست بردار ازاو خاطره بازي كافيست

              فرض كن گل نفرستاده فراموشش كن

آن نگاهي كه دم آخر از او مانده به جا

               پيش او برده و پس داده فراموشش كن

مردمان نگهش  قله  نشينند  هنوز

                دل كه در دره نيفتاده فراموشش كن

گفتم اين تكه غزل را بفرستم نزدت

                دل ولي گفت نشو ساده فراموشش كن

به شما بر نخورد حال غزل بود و گذشت

                  اتفاقي است كه افتاده فراموشش كن

 

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم مرداد 1385ساعت 6:34  توسط پیام عاشق | 

 

 

عشق يعني

شادي براي ديگري

هنگامي كه او شاد است

غمخواري ديگري

هنگامي كه او غمگين است

با هم بودن در خوشي ها

با هم بودن در نا خوشي ها

عشق سرمنشا قدرت است

 

عشق يعني

همواره با خود صادق بودن

همواره با ديگري صادق بودن

گفتن . شنيدن وگرامي داشتن حقيقت

وهرگز تظاهر نكردن

عشق سر منشا واقعيت است

 

عشق يعني

تفاهمي چنان كامل كه

همچون جزيي از وجود ديگري شدن

و آن ديگري را همان طور كه هست پذيرفتن

و سعي در تغيير يكديگر نداشتن

عشق سر منشا يكي شدن است

 

عشق يعني

آزادي براي دنبال كردن خواسته ها

و سهيم شدن تجارب با ديگري

رشد يكي در كنار وهمراه

رشد ديگري

عشق سر منشا كاميابي است

 

عشق يعني

هيجان برنامه ريزي در كنار يكديگر

هيجان اجرا در كنار يكديگر

عشق سر منشا آينده است

 

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم مرداد 1385ساعت 6:33  توسط پیام عاشق | 

 

چگونه دوستت دارم ؟

 

بگذار بشمرم

تو را به عمق و عرض و طول دوست دارم

با احساسات نامريي

به اندازه ي پايان هستي

من تو را مثل هر روز دوست دارم

مثل نياز انسان به افتاب و شمع

تو را آزادانه دوست دارم

مثل تلاش انسان براي رسيدن به حق

تو را خالصانه دوست دارم

مثل احساس بعد از دعا

تو را با اندوه قديمي

و ايمان کودکي ام دوست دارم

با عشقي که سال ها گم کرده ام

با نفسم و با معصوميت خالصانه ام

با اشک ها  لبخند ها و تمام هستي ام

و اگر خدا بخواهد بعد از مرگم

تو را بيش از اين ها دوست خواهم داشت

 

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم مرداد 1385ساعت 6:32  توسط پیام عاشق | 

 

گفتم: تو شيرين مني...

گفتا: تو فرهادي مگر؟...

گفتم: خرابت مي شوم...

گفتا: تو آبادي مگر؟...

گفتم: ندادي دل به من...

گفتا:تو جان دادي مگر؟...

گفتم: ز كويت مي روم...

گفتا: تو آزادي مگر؟...

گفتم: فراموشم نكن...

گفتا: تو در يادي مگر؟

 

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم مرداد 1385ساعت 6:31  توسط پیام عاشق | 

 

يه روز تو آينه چشات

ديدم چشام بارونيه

ديدم هواي تو دارم

اما دلم زندونيه

خواستم بگم دوست دارم

ديدم چشات شيطونيه

گفتي يهو ميخوام برم

گفتم بمون ،  تنگ دلم

گفتي ديگه مجالي نيست

گفتم يعني خيالي نيست

گفتي باشه پنج ثانيه

گفتم دوست دا...

گفتي رسيد وقت وداع 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم مرداد 1385ساعت 6:29  توسط پیام عاشق | 

 

عاشقي شده مثل يه بستني

هر کي از راه ميرسه

ميخره يه بستني

اگه تابستون باشه زود تموم ميشه

اگه زمستون باشه گلو رو ميزنه

عاشقي شده مثل يه بستني

هر بچه اي ميزنه ليس به اين بستني

نه ديگه نميخوام

نميخوام عاشق باشم

بازيچه دست هر بچه اي باشم

ميخوام آتيش باشم

آب کنم همه بستني ها روو

ميخوام ببندم دره اين دلو

آخه توي اين زمونه

دره اين دل بستني

 

نوشتهء دوست عزیزم اکبر

 

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم مرداد 1385ساعت 6:27  توسط پیام عاشق | 

 

ای بیوفا

 

الهي تو بميري من نميرم ...

 سر قبرت بيام پارتي بگيرم...

 الهي سرخک و عريون بگيری ...

تب مالت و بلاي جون بگيری..

 الهي از سرت تا پات فلج شه ...

کمرت بشکنه ، دستت سقط شه...

 الهي حصبه و ام اس بگيری...

سر راه بيمارستان بميری..

 الهي کوربشی چشمات نبينه ...

 بميری ، گم بشی ، حقت همينه!

 الهي آسم بگيری....

هنوز که زنده ای ، پس کي ميميری؟

 الهي ايدز بگيری ...

بفهمم که داری از ايدز ميميری!

 به در بردي از اينها جان سالم...

 الهي درد بي درمون بگيری............

 

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم مرداد 1385ساعت 6:26  توسط پیام عاشق | 

 

به نام آنکه آفريد مرا تا دوست بدارم

 

 تورا امروز که محتاج توام جاي تو خاليست

 فرداکه مي آيي به سراغم نفسي نيست

 درخانه کسي نيست

 نکن امروزرافردا بيا با ما که فردايي نمي ماند

 که از تقديروفال ما دراين دنيا کسي چيزي نمي داند

 کمي مرادوست داشته باش

 کاش مي شد لحظه اي رابا توبود

 تورابراي وفاي تودوست دارم

 

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم مرداد 1385ساعت 6:24  توسط پیام عاشق | 

 

یا علی گفتیما عشق آغاز شد

سلام خدمت همهی دوستای گلم

شرمنده که این چند وقت آپ نکردم

 

راستی از روی همهء مادرا خجلم که نتونستم واسه روز مادر بیام و مطلب آپ کنم

ولی واسه روز پدر حتماً سنگ تموم میزارم

 

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم مرداد 1385ساعت 6:21  توسط پیام عاشق | 
 

از ابر آموختم

 

بارش رگباری را

 

و از باران

 

حلاوت شیرین عطش زدائی را

 

آموختم من از خاک کویر

 

چگونه در آغوش کشیدن را

 

و از گردباد

 

در تو پوئیدن و عشق ورزیدن را

 

از حبابها شناختم

 

عمق عمر وغنای زنده بودن را

 

             ***

 

مانده از تکرار ، منم

 

گسسته از آموختنیها

 

گسیخته از گفتن

 

گریزان از جلال عقل

 

کاشته ام این آخرین بذر احساسم را

 

و گلدان در دست

 

جان بر کف

 

کشتزار حیاتم بر دوش

 

بدنبال تو می گردم

 

                                       شهرام شفیعی

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم تیر 1385ساعت 5:50  توسط پیام عاشق | 

 

اگه تو پيشم ميموندي غصه هام به سر ميومد

اگه تو پيشم ميموندي غصه هام به سر ميومد

تو يه فانوس واسه دريا تو يه دريا واسه کشتي

ميون مسافرا کاش اسم ما رو مي نوشتي

واسه خوندن ترانه ديگه بي تو خيلي تنهام

کلاغا...فقط کلاغا ميپرن تو شهر رؤيام

واسه ي گذشتن از شب ديگه جرأتي ندارم

نمي تونم ديگه بي تو پا به جاده ها بذارم

اگه تو پيشم ميموندي غصه هام به سر ميومد

اگه تو پيشم ميموندي غصه هام به سر ميومد

تو يه فانوس واسه دريا تو يه دريا واسه کشتي

ميون مسافرا کاش اسم ما رو مي نوشتي

يه روزي يه عاشقي بود واسه چشماي تو ميمرد

باد اومد گلاشو دزديد آب اومد زندگيشو برد

تو غلط خوندي و رفتي اشک و آواز شبامو

من درست نوشته بودم همه ي ترانه هامو

اگه تو پيشم ميموندي غصه هام به سر ميومد

اگه تو پيشم ميموندي غصه هام به سر ميومد 

 

                    

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم تیر 1385ساعت 5:0  توسط پیام عاشق | 

 

 گفت : مي خوام برات يه يادگاري بنويسم .

 

 گفتم:کجا ؟

 

 گفت : رو قلبت .

 

 گفتم مگه مي توني ؟

 

 گفت : آره سخت نيست ، آسونه.

 

 گفتم باشه .بنويس تا هميشه يادگاري بمونه.

 

 يه خنجر برداشت .

 

 گفتم اين چيه ؟

 

 گفت : سيسسسسس.

 

 ساکت شدم .

 

 گفتم : بنويس ديگه ، چرا معطلي .

 

 خنجرو برداشت و با تيزي خنجر نوشت . دوست دارم .

 

 اون رفته ، خيلي وقته ،

 

 کجا ؟ نمي دونم .

 

 اما هنوز زخم خنجرش رو قلبمه

 

 

 

*****************************************

 

 يك شب يك ستاره ي شانس از آسمون افتاد رو زمين

 

 به من رسيد و پرسيد:

 

 1ميليون ميخواي يا 1دوست خوب؟

 

 من گفتم 1ميليون

 

 چون تورو داشتم.

 

 

sahar!! 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم تیر 1385ساعت 4:56  توسط پیام عاشق | 

 

دستانت رابسويم آوردي

 

برق هميشگي درچشمانت بود

 

به راست وچپ مي غلتيد

 

رقص برگهاي پاييزراتداعي مي کرد

 

وآغوش زمين همواره گرم است

 

چه بگويم

 

آخراين دستانم نبودکه بي تاب شده بود

 

لبانم دلتنگي مي کرد

 

دلواپس بود

 

وسايبان چشمانت راطلب مي کرد

 

وتوتنها به دستانم اميدواربودي

 

دستانم خشکيده بود

 

چندگام مانده بود

 

وحال يک گام

 

گفتي

 

هيچگاه دستانم را برايت مهيانخواهم کرد

 

وبي هيچ درنگي رفتي

 

لبهايم خشکيد

 

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم تیر 1385ساعت 4:52  توسط پیام عاشق | 

  

 براي عشق تمنا كن ولي خار نشو.

       براي عشق قبول كن ولي غرورتت را از دست نده .

   براي عشق گريه كن ولي به كسي نگو.

      براي عشق مثل شمع بسوز ولي نگذار پروانه ببينه.

   براي عشق پيمان ببند ولي پيمان نشكن .

       براي عشق جون خودتو بده ولي جون كسي رو نگير .

   براي عشق وصال كن ولي فرار نكن .

       براي عشق زندگي كن ولي عاشقونه زندگي كن .

   براي عشق بمير ولي كسي رو نكش .

       براي عشق خودت باش ولي خوب باش

 

 

eshg nabaiad mokhatab dashte bashad.

 

 eshgi ke sooye digari jahat iafte ast,eshge hagigi nist.

 

 mashoog boodan ra biamooz!

 

 banabarin masale in nist ke mokhatabe eshge to kist,

 

 masale tanha in ast ke digaran eshg ra dar to biaband.

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم تیر 1385ساعت 4:50  توسط پیام عاشق | 
عشق يعنی دل سپردن در الست
از می وصل الهی  مستِ مست
عشق  يعنی  ذكر ناموس  خدا
يا علی گفتن به زير دست و پا
عشق  يعنی  جلوه  صبر  خدا
شرم ايوب نبی  از مرتضی
عشق بر دلداده  فرمان  می‌دهد
عاشق جان داده را جان می‌دهد
عشق باعث شد كه دل سامان گرفت
پشت درب خانه زهرا جان گرفت
عشق  يعنی انقلاب فاطمه
از كبودی چشم تار فاطمه
عشق يعنی عشق ناب فاطمه
بيت الاحزان خراب فاطمه
 
 
 
+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم تیر 1385ساعت 6:58  توسط پیام عاشق | 
 
صفحه نخست
پست الکترونيک
آرشيو
اين صفحه را صفحه ي خانگي خود کنيد
درباره وبلاگ
سلام دوستان خوبم. من محمد معروف به پیام هستم.
امیدوارم با مطالب این وبلاگ بعضی هارو عاشق واونایی
که تو عشق شکست خوردند رو تا حدودی درد دلشون رو
تسکین بدم.

پيوندهاي روزانه
××× ديگه دوستم نداري ×××
جوک ها و مطالب و عکسهای خفن و توپ ...
×!!عشق و ...!!!!
م.باران
I never forget you...
دشت شقایق ها
آرشيو پيوندهاي روزانه
نوشته هاي پيشين
هفته دوم مرداد 1385
هفته دوم تیر 1385
هفته اوّل تیر 1385
هفته چهارم خرداد 1385
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

ديجيتال کيوان


Javascripts